X
تبلیغات
♥♫♥ موسیقی ( صدای خداست )♥♫♥










نويسنده :امید ; ساعت 0:32 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب






نويسنده :امید ; ساعت 0:32 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب







نويسنده :امید ; ساعت 0:30 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب





نويسنده :امید ; ساعت 0:27 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب





نويسنده :امید ; ساعت 0:26 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب





نويسنده :امید ; ساعت 0:23 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب





نويسنده :امید ; ساعت 0:22 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب





نويسنده :امید ; ساعت 0:21 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب






قرار بر این است که ردی در نیم فصل دوم راهی یک تیم باشگاهی دیگر شود تا آبی ها بتوانند از جدایی وی به نفع تیم استفاده کرده و یک بازیکن جدید جذب کنند.

شایان ذکر است، این دروازه بان در صورتی که در استقلال بماند یک ذخیره دائمی است و آبی ها به وی نیازی ندارند.

______________________________

ما که بازیشو ندیدیم ولی دمش گرم که همش رو نیمکت بود و جیک هم نگفت



نويسنده :امید ; ساعت 0:20 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب



خدا رحمت کنه مادرشو


بچه های با تعضب استقلال

پوستر تیمی بچه های با غیرت


کی برمیگرده ؟


سید استقلالی





نويسنده :امید ; ساعت 0:0 روز جمعه چهاردهم مهر 1391
دسته بندي :
لينک مطلب



کاش می دونستی چقدردلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

کاش می دونستی

چقدردلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دونستی چقدردلم ازاین روزهای سرد

بی توبودن گرفته

کاش می دانستی چقدردلم برای ضرب اهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده

کاش می دانستی چقدردلواپس توام

کاش می دانستی چقدرتنهام ، چقدرخسته ام

وچقدربه حضورسبزت محتاجم

وهمیشه ازخودم می پرسم

این همه که من به توفکرمی کنم

توهم به من فکرمی کنی؟...




نويسنده :امید ; ساعت 23:48 روز سه شنبه هشتم آذر 1390
دسته بندي :
لينک مطلب



بررسی ساز سيتار:يکى از قديمى ترين تمدنهاى جهان، تمدن هندوستان است که داراى موسيقى و آواهاى غنى مى باشد. قدمت موسيقى اين کشور به ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح باز مى گردد.سبک موسيقى کشور هندوستان و کلآ شبه قاره نسبت به کشورهاى غربى که به سرعت دستخوش تغيير هستند، کمتر دچار تغيير و تحول شده است.


موسيقى دانان هندى به ندرت بدون در نظر گرفتن ريشه اصلى موسيقى کشورشان آهنگ سازى مى کنند.

آنها موسيقى را يکى از ابتکارات هميشگى کشور خودشان مى دانند که بطور دائمى روى آن کار شده است و خلق مجدد ملودى ها و ريتم ها از هزاران سال پيش تا به امروز ادامه دارد.


نگرش هاى مذهبى نيز در ساختار موسيقى اين کشور تأثير بسزايى دارد.
لازم به ذکر است که برعکس موسيقى غربى که تا نيم پرده دارد و موسيقى ايرانى که تا ربع پرده دارد، موسيقى هند و شبه قاره داراى يک هشتم پرده نيز مى باشد.


بررسى سيتار:
سيتار يکى از سازهاى زهى کشور هندوستان است که داراى دسته اى بلند و کشيده است و کاسه اى بزرگ به شکل گلابى دارد. سيتار علاوه بر سيمهاى اصلى داراى سيمهاى فرعى يا هم نوا نيز مى باشد که در زير سيمهاى اصلى سيتار بسته مى شوند. سيمهاى اصلى که وظيفه توليد اصوات را عهده دارند پس از ضربه خوردن، سيمهاى فرعى را به صدا در مى آورند.


سيتار داراى هفت سيم اصلى و يازده تا سيزده سيم هم نوا مى باشد. نوع ديگر سيتار که در هندوستان به آن Mind گفته مى شود، قابليت نواختن گام Minor را دارد که براى نوازندگان Rock Guitar يک رؤيا محسوب مى شود. نواختن اين گام به نوازندگان سيتار اين اجازه را مى دهد که به صورت کامل تمام ملودى را بنوازند و نوايى شبيه به گريه انسان را خلق کنند.
فراگيرى اين ساز بسيار پيچيده و سخت بوده، نياز به زمان طولانى و همچنين تمرين جدى دارد.



نويسنده :امید ; ساعت 20:33 روز جمعه نوزدهم فروردین 1390
دسته بندي :



۵

تصور ساخت گيتاری با بيش از ۶ سيم ايده و فکر جديدی نيست از ساز لوت دوره رنسانس و باروک با ۱۴ سيم و حتی بيشتر و گيتار ۷ سيم قرن ۱۹ تا اکنون ايجاد امکانات بيشتر اهنگسازی و همچنی ايجاد صدای زيباتر يکی از نگرشهای اصلی در سير تکامل در گيتارهايی با سيمهايی اضافه بوده است.




اما انجام و بنوعی تحقق اين ايده در بوجود اوردن گيتارکلاسيکی با ده سيم توسط نوازنده اسپانيايی نارسيسيو يه پز شکل گرفت .يه پز با سازنده اسپانيايی ( گيتار ) خوزه راميرز برای ساخت گيتاری با ۴ سيم باس اضافه دست به همکاری زدند.


حاصل همکاری نوازنده ای برجسته همراه با سازنده ای با تجربه درامر ساخت گيتار موجب ساخت گيتاری با ده سيم و وپژگی های و قابليتهای جديد بودکه اولين نمايش و بنوعی اولين آزمايش ای گيتار جديد در سال ۱۹۶۴ با ارکستر فلارمونيک برلين و در اجراي کنسرتو ارانخوئز شکل گرفت. که مورد توجه و اسنقبال بسياری از نوازندگان قرار گرفت


يه پز در ايجاد و خلق تکنيک هايی جديد و هم چنين تطبيق قطعات و تنظيم رپرتوار برای اين گيتار ده سيمه نقش بسيار مهمی را ايفا کرد


شايد بجرات بايد گفت که گفت شهرت و برجسته بودن يه پز در ميان نوازندگان در جهان که او را نوازنده ای منحصر بفرد و در سطح بسيار بالا ميدانستند عامل مهمی بود در قبول گيتار ۱۰ سيم در ميان بينندگان و نوازندگان چه بسا در غير اين صورت اين امر محقق نميشد



نويسنده :امید ; ساعت 20:32 روز جمعه نوزدهم فروردین 1390
دسته بندي :



۵

ويلون سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند


ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.

هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.

در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.

اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.

نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.

وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.

اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند



نويسنده :امید ; ساعت 20:30 روز جمعه نوزدهم فروردین 1390
دسته بندي :



یکی از ابتدایی ترین مباحثی که یکی علاقمند به موسیقی باید به آن آگاهی داشته باشد شناخت از سازهای مختلف میباشد در این مطلب به بررسی ساز ها و دسته بندی های آن میپردازیم.سازهای موسیقی را میتوان به سه گروه اصلی تقسیم نمود : 1= سازهای زهی 2= سازهای بادی 3 = سازهای کوبه ای


* سازهای موسیقی را می توان به سه گروه تقسیم کرد :
o سازهای زهی (Cordophones)
o سازهای بادی (Aerophones)
o سازهای کوبه ای (Membranophones)
الف)سازهای زهی:

در این نوع از سازها صدا توسط سیم یا زه تولید میشه. مهمترین نهاد در ارکسترهای قدیم، و اصلیترین هسته در ارکسترهای امروزی رو ((سازهای زهی)) تشکیل میدن.

این دسته از ساز خودش به چند دسته ی کوچکتر تقسیم میشه:

1_ دسته ای که سیم به واسطه ی زخمه زدن، به وسیله ی انگشت یا مضراب صدا تولید میکنه، مثل: سه تار، تار، رباب، بربط، چنگ، ماندولین و … که در سازهای زهی این دسته رو به نام ((سازهای زهی زخمه ای)) میشناسن.

2_ دسته ای که صدا به وسیله ی کشیدن آرشه روی سیم تولید میشه. مثل: کمانچه، قیچک، ویولون و … که دسته از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی آرشه ای)) میشناسن.

3_ دسته ای که با کوبیدن وسیله ی چکش مانندی روی سیم، تولید صوتی رسا و زیبا میکنه. مثل: سنتور، زیلفون، گلوکن اشپیل، ویبرافون. که این نوع از سازهای زهی رو به نام ((سازهای زهی کوبشی)) میشناسن.

خوب، اگه بخوایم تخصصیترش کنیم تو سازهای زهی حرف واسه گفتن زیاده و حالا حالاها راه داره. آها تا یادم نرفته، پیانو، هارمونیکای شستی دار، کلاوسن و و و … از خانواده ی سازهای زهی هستن که اسمشون به ((سازهای زهی شستی دار)) شهرت داره

نويسنده :امید ; ساعت 14:11 روز چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
دسته بندي :





گام ماژور

(scale) از صداهای اصلی سازندهٔ یک قطعهٔ موسیقی که زیر و بم‌هائی متفاوت دارند و به ترتیب از بم به زیر یا از زیر به بم مرتب شده‌اند ساخته شده است. در دوره‌های مختلف و در فرهنگ‌های گوناگون، گام‌های متنوع و متعددی به‌کار گرفته شده‌اند. گام‌های اساسی موسیقی غرب از آغاز سدهٔ هفدهم تا آغاز سدهٔ بیستم گام‌های ماژور و مینور (minor) بوده‌اند. این گام‌ها در سدهٔ بیستم نیز همچنان کاربردی گسترده داشته‌اند. گام آشنای دو - ر - می - فا - سل - لا - سی - دو نمونه‌ای از گام ماژور است. این گام را بخوانید و توجه کنید که با خواندن آن، هفت صدای زیر و بم متفاوت پدید می‌آورید. و سپس به ”دو“ی بالائی - هشتمین صدا - می‌رسید که در حقیقت تکرار صدای اول در یک اُکتاو بالاتر است. اُکتاو فاصلهٔ میان اولین و هشتمین صدای گام است. گام ماژور میان صداهای متوالی خود الگوی معینی از فاصله‌ها دارد. میان صداهای متوالی یک گام غربی دو نوع فاصله یافت می‌شود. پردهٔ (whole step) و نیم‌پرده (half step). نیم‌پرده، کوچک‌ترین فاصله‌ای است که به‌طور موسوم در موسیقی غرب به‌کار رفته است. فاصلهٔ پرده دو برابر نیم‌پرده است.

در نواختن گام ”دو ماژور“ فقط شستی‌های سفید پیانو به‌کار گرفته می‌شوند. فاصلهٔ میان نت‌های ”می“ و ”فا“ و نت‌های ”سی“ و ”دو“ نیم‌پرده است و میان شستی‌های متناظر با ”می“ و ”فا“ و نیز ”سی“ و ”دو“ شستی سیاهی قرار نگرفته است. نمونه‌ای که در آغاز این مبحث دیدیم، بر مبنای گام دو ماژور یا به بیان دیگر در تونالیتهٔ دو ماژور است.

گامی ماژور بر مبنای نت ”دو“ و شستی‌های متناظر با آن بر پیانو

با مبنا قرار دادن هر یک از دوازده صدای محدودهٔ اُکتاو می‌توان گام‌های ماژور مشابهی ساخت. الگوئی یکسان از فاصله‌های متوالی می‌تواند با
هر کدام از این صداها آغاز شود که به این ترتیب دوازده‌ گام ماژور به دست آورد

دانگ در موسیقی چیست و به چه فاصله ای از نت ها دانگ می گویند. به طور کلی فاصله ی چهار نت متوالی موسیقی را یک دانگ می گویند. مثلا از نت “دو” تا نت “فا” را یک دانگ می گویند. بنابراین فاصله هشت نت متوالی موسیقی که یک گام می شود، شامل دو دانگ است. از نت “دو” تا نت “فا” دانگ اول، و از نت “سل” تا نت “دو” دانگ دوم است. ضمنا باید توجه داشت که تعداد هشت نت متوالی موسیقی را که از هر نتی شروع شده و به نت همنام ختم شده باشد به لفظ بین المللی ” اکتاو” نیز نامیده می شود

گام مینور
گام مینور در کنار گام ماژور، ایفاگر نقشی اساسی در موسیقی غرب است
گام مینور - مانند ماژور - از هفت صدای متفاوت و صدائی هشتم که تکرار صدای اول در یک اُکتاو بالاتر است تشکیل می‌شود اما الگوی فاصله‌های آن با گام ماژور تفاوت دارد. الگوی مینور نیز می‌تواند بر هر کدام از دوازده صدای محدودهٔ اُکتو آغاز شود و به این ترتیب دوازده گام مینور به‌دست می‌آید.
در اینجا مقایسه‌ای میان یک گام ماژور و گامی مینور که هر دو با نت ”دو“ آغاز می‌شوند، انجام گرفته است:




نويسنده :امید ; ساعت 14:7 روز چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
دسته بندي :



سراسر تاريخ موسيقي غرب معمولا به شش دوره قابل تقسيم است :

دوره ي قرون وسطي 300-1450 ميلادي

دوره ي رنسانس 1450-1600 ميلادي

دوره ي باروک 1600-1750 ميلادي

دوره ي کلاسيک 1750-1800 ميلادي

دوره ي رمانتيک 1800-1900 ميلادي

دوره ي معاصر 1900- زمان حاضر

مکاتب دوره ي مدرن و معاصر

مکتب امپرسيونيست(امپرسيون حالتي است که از تاثير عوامل خارجي به انسان دست مي دهد)

مکتب رمانتيک نوين آلمان

مکتب اکسپرسيونيسم (کنار گذاشتن واقعيت خارجي دنياي دور وبر براي کشف واقعيت دروني)

مکتب پريميتيويسم (به فرهنگ هاي بدوي اشاره مي کند)

مکتب تراديسيوناليسم(سنت گرايي)

موسيقي نوين شوروي

موسيقي الکترونيک

موسيقي جاز

موسيقي بلوز

موسيقي راک

موسيقي رپ

جدول آهنگسازان دوره هاي موسيقي غرب

رنسانس

دوفه (1400-1474) - اوکه گم (1430-1495) - ژوسکن ده پرده (1440-1521)- اوبرشت (1452-1505) – آ.گابريلي (1520-1586) – پالسترينا (1525-1594) – لاسو (1532-1594) – بيرد (1543-1623) – ج.گابريلي (1557-1612) – ويلباي (1574-1638)

باروک

مونته وردي (1567-1643) – فرسکو بالدي (1583-1643) – شوتس (1585-1672) – کرلي (1653-1713) – پرسل (1659-1695) – کوپرن (1668-1733) – ويوالدي (1678-1741) – رامو (1683-1764) – باخ (1685-1750) – هندل (1685-1759) – د.اسکارلاتي (1685-1757)

کلاسيک

هايدن (1732-1809) – موتزارت (1756-1791) – بتهوون (1770-1827) – گلوک (1714-1787)

رومانتيک

شوبرت (1797-1828) – برليوز (1803-1869) – مندلسون (1909-1847) – شوپن (1810-1849) – شومان (1810-1856) – ليست (1811-1886) – وردي (1813-1901)- واگنر (1813-1883) – بروکز (1824-1896) – برامس (1833-1897) – چايکوفسکي (1840-1813) – پوچيني (1858-1924) – ماهلر (1860-1911) – ر.اشتراوس (1864-1949)

مدرن

دبوسي (1862-1918) -وان ويليمامز (1872-1958) –آيوز (1874-1954)-شوئنبرگ (1874-1954) –بارتوک (1881-1945) –استراوينسکي (1882-1971)-وبرن (1883-1945)-برگ (1885-1935) -شوستاکوويچ (1906-1975) - کيج(1912)

فرم هاي ارکستري

در ادامــــه مطلـــــــب




نويسنده :امید ; ساعت 14:0 روز چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
دسته بندي :



اوپوس یک کلمه لاتین میباشد که معنای - کار- را میدهد که معمولا برای کارهای هنری از این کلمه استفاده میشود . جمع اوپوس - اپرا - میشود که در موسیقی خود یک شاخه و سبک محسوب میشود .
اما از منظر تاریخی می بینیم در حدود قرن 17 میلادی بسیاری از آهنگسازان همچون بتهوون آثار موسیقیایی خود را بر اساس شماره گذاری بصورت اپوس دسته بندی نموده اند. که به صورت مختصر انرا به صورت “Op” مینویسند و جمع ان “Opp” میباشد. اما در حدود قرن 18 بسیاری از ناشران بودند که برای چاپ مجموعه اثار یک آهنگساز بصورت گروهی آنرا تقسیم بندی مینمودند( شماره اپوس ) که معمولا در دسته های 3 - 6 و یا دوازده تایی بود. و این تقسیم بندی بیشتر بر حسب تاریخ ساخت اثر توسط آهنگساز بود و یا در صورت ناشناخته بودن وی هنگام کشف آن اثار .

و در نتیجه آثاری که در آن دوره به چاپ نرسیدند فاقد شماره گذاری بصورت اوپوس بودند. که این شماره گذاری برای محققین در زمینه موسیقی بسیار مفید و کار آمد میباشد و راهنمای خوبی برای شناخت آثار موسیقی و زمان ساخت قطعات و غیره میباشد اما این نوع شماره گذاری مشکلاتی را نیز برای خود دارد . یکی از شایعترین مشکلات وجود قطعاتی معین اما با اختلاف در شماره اپوس ها میباشد که علت این امر این بود گاهی دو ناشر با هم و یا در مقاطع مختلف آن اثر را به چاپ میرساندند که هر یک بر اساس شیوه کار خود آنها را شماره گذاری مینمودند. همین امر سر منشا اختلافات بسیاری در میانی موسیقی شناسان میباشد. بعنوان مثال بسیاری از شماره اوپوس های آثار موزارت و باخ بقدری از طرف انتشارات مختلف شماره گذاری شده اند که امروزه این شماره گذاری ها را بی ارزش و فاقد اعتبار میدانند و قادر به شناخت اپوس صحیح بر روی این مجموعه ها نمیتوان شد.
یکی از بهترین مثالهایی که دارای تععد در شماره گذاری بصورت اپوس میباشد کوارتت های زهی هایدن میباشد .

همانطور که گفته شد در ابتدا آهنگسازان بودند که خود آثار خود را بر اساس اپوس شماره گذاری مینمودند و یکی از روشهای مورد قبول این بود که در برخی آثار تکی خود شماره اوپوس های مجوعه قبلی خود را نیز به این آثار تسری میدادند که این بیشتر در قطعات کوتاه به چشم می آید و در زمانهای بعد ناشران این کار را بعهده گرفتند اما بتدریج را بطه میان شماره گذاری اوپوس و انتشاراتی ها از بین رفت تا حدود 1900 که باز بسیاری از اهنگسازان خودشان شماره اوپوس قطعات را انتخاب مینمودند و مهم نبود تا آنها به مرحله چاپ برسد .

اما امروزه شماره اوپوس ها روش خوبی است برای محققان تا سیر تاریخی قطعات و تحولات مربوط به زندگی آهنگساز را پی ببرند هرچند همیشه قابل اعتماد نیستند.

بعنوان مثال بتهوون خود آثارش را با شماره اپوس مربوطه اش انتخاب میکرد و حتی در برخی از آثاری که برای انتشاراتی های مختلف میفرستاد گاهنا اوپوس آنرا از قلم میانداخت . و بخاطر همین بسیاری از آثارش تا زمان مرگش با عنوانwithout an opus number- بدون شماره اوپوس - منتشر شد . اما بعد از سالها وی برخی از آثار ابتدائیش را با شماره اپوسهای بالایی منتشر نمود و یا بعد از مرگ او برخی از آثار وی را شماره اوپوس گذاری نمودند . این مثال نشان میدهد که نباید اتکا چندانی از نظر سیر تاریخی قطعات بر حسب شماره اپوس داشت.

در آثاری که بعد از مرگ نویسنده شماره اپوس گذاری میشد عنوان Op. posth که اختصار posthumous opus را مینهادند البته نه در تمامی مواقع . در این زمینه میتوان به آثار فیلیکس مندلسون اشاره نمود که بعد از مرگ وی وراث او شماره اپوس های وی را بر آثارش قرار دادند . برای مثال در دوران زندگی و حیات مندلسون سه سمفونی منتشر نمود شماره 1-2-3 با شماره اوپوس های 11 - 52 - 56 اما در بین سمفونی های شماره 1 و 2 وی دو سمفونی دیگر با نامهای Italianو Reformationرا ساخت که از انتشار آن صرفنظر کرد اما بعد از مرگش بعنوان سمفونی 4 و 5 و شماره اوپوس های 90 و 107 به چاپ رسید.

اما در حال حاضر نیز موسیقیدانان معاصر به شماره گذاری بصورت اپوس بر آثارشان علاقه نشان میدهند .

بعنوان مثال آهنگسازانی مانند Béla Bartókو Cesar Franckدر ابتدا قطعات خود را بصورت اوپوس شماره گذاری مینمودند اما بعد از مدت کوتاهی آنرا متوقف کردند. در هر حال اشخاص مانند Paul Hindemithو Carl Nielsen علاقمند به این سیستم میباشند و یا آهنگساز بزرگ Sergei Prokofievکه بنوعی آنرا وظیفه خود میداند!
یکی از سرگرمی ها و نکات جالب این اهنگساز این بود که وی قبل از این که اثری را خلق کند آنرا شماره گذاری مینمود! و بعد از مرگش برخی از آثارش بصور ناقص اوپوس گذاری شده بودند و یا اوپوس هایی بدون وجود قطعه ! و حتی گاهی وی دو شماره اپوس متفاوت بر روی یک کار میگذاشت و آن هنگامی بود که اثری را دوباره بازنگری مینمود مانند : سمفونی شماره 4 که دارای دارای شماره اوپوسهای 47 و 112 میباشد و یا سونات پیانو شماره 5 وی که دارای دو شماره اوپوس 38 و 135 بود.

بخاطر مشکلانی که استفاده از شماره اوپوس برای ساختن قطعات بالاخص آثار آهنگسازان دوره باروک تا کلاسیک وجود دارد بسیاری از موسیقی شناسان و محققان برای دسته بندی این آثار از روش های دیگری مانند شیوه اهنگسازی در زمانهای مختلف ودر طی حیات هنری آهنگساز و شایر موارد مشابه استفاده مینمایند







نويسنده :امید ; ساعت 13:57 روز چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
دسته بندي :



ت متنی (Patrick Bruce Metheny) را باید یکی از موفق ترین نوازندگان دنیای نوازندگی گیتار دانست. شخصی که با اجراهای خود توانست در دهه 70 الی 80 اعتبار خاصی را در دنیای موسیقی کسب نماید همچنین وی یک از رکورد داران کسب جایزه گرمی میباشد. عمده فعالیت وی شامل اجرا همراه با گروهش Pat Metheny Group و بصورت دونوازی و یا همکاری
با دیگر گروهها و نوازندگان میشود.

اما سبک کاری وی را باید contemporary jazz, post-Bop, jazz-rock fusion و folk-jazz نامید.

پاتریک بروس متنی معروف به پت متنی 12 آگوست سال 1954 در ایالت میسیونری آمریکا بدنیا آمد.

در زمینه گرایشش به موسیقی جز باید عنوان داشت که در دوران تحصیل در دانشگاه و در اوایل سال 1975 وی بصورت جدی به سمت موسیقی جز آمد، همان زمانیکه با گروه گری برتون در ضبط آلبوم همکاری نمود.

اما دیگر فعالیت وی در زمینه ضبط در سال 1977 رخ داد، زمانی که او برای اولین بار با Lyle Mays پیانیست آشنا شد که این همکاری تا سالها ادامه داشت و این دو هم نوازی های متعددی را در طی سالها با همدیگر انجام دادند.

ثمره این همکاری ها تشکیل گروه پت متنی بود که قطعات بسیاری توسط Mays ساخته شد و این برنامه در آلبومی با عنوان Pat Metheny Groupتوسط شرکت ECM منتشر شد.

اما مهمترین فعالیت متنی، ضبط و اجرا به همراه گروهش، همکاری با برخی از برترین نوازندگان معاصر دنیای جز چون:
Jim Hall, Dave Holland, Roy Haynes, Gary Burton, Chick Corea, Pedro Aznar, Jaco Pastorius, Charlie Haden, John Scofield, Jack DeJohnette, Herbie Hancock, Bill Stewart, Ornette Coleman, Brad Mehldau, Joni Mitchell و ده ها نوازنده دیگر بوده است و در طی سی سال فعالیت خود کنسرتهای متعددی را در سرتاسر جهان برگذار کرده است که میتوان بصورت میانگین تعداد این کنسرتها را در سال مابین 120 الی 240 اجرا تخمین زد که متوجه میشویم وی یکی از فعالترین نوازندگان در عرصه جهان میباشد و وی بعنوان اسطوره و الگوی بسیاری از گیتاریست های سبک جز و حتی دیگر نوازندگان ساز ها و سبکهای مختلف قرار گرفته است.

اما خود او در زندگیش از وس مونتگومری، بعنوان کسی که بیشترین تاثیر را در وی داشته یاد مینماید و در زمینه موسیقی نیز موزیک آمریکای جنوبی و بالاخص برزیل تاثیر بسیاری بر ساخته های وی داشته است. اما در زمینه موسیقی پاپ وی یکی از از هواداران گروه بیتلز و خواننده ای با عنوان جیمز تایلور که حتی قطعه ای را با عنوان جیمز در کارنامه هنری وی میتوان دید.

شیوه وسبک نوازندگی وی نیز درخور توجه است و از جمله نوازندگانیست که همیشه بدنبال کشف جدیترین تکنیک ها و ابتکارات در نوازندگی و گیتار بوده است.

وی برای بیان موسیقی و لهجه جز و همچنین علاقمندی به موسیقی راک، تغییراتی را در گیتارهای خود بوجود آورده است که در این قسمت سازهای مورد استفاده وی را معرفی مینماییم.

گیتار الکتریک 12 سیمه با کوک متغییر
گیتار الکتریک شش سیمه
گیتار سینتی سایزر
گیتار پیکاسو 42 سیمه

گیتار پیکاسو به سفارش وی توسط Linda Manzer سازنده کانادایی ساخته شد و در آلبوم Into the Dream از این گیتار در اجرای قطعات استفاده شده است و همچنین در برخی از اجراهای وی نیز میتوان این گیتار را در دستان پت متنی مشاهده نمود که جدا از رنگ صدایی متفاوت قابلیت های بسیاری را برای وی بوجود آورده است.

پت متنی و گروهش جمعاً ۱۷ جایزه گرمی را از آن خود کردند، که شامل هفت جایزه متوالی برای هفت آلبوم متوالی بوده‌است. رکورد متنی تا سال ۲۰۰۵ برای برنده شدن جایزه گرمی در رده‌های متفاوت نگه داشته شد:
1. بهترین اجرای جاز فیوژن (۱۹۸۳, ۱۹۸۴, ۱۹۸۵, ۱۹۸۸, ۱۹۹۰)
2. بهترین قطعه سازی (۱۹۹۱)
3. بهترین اجرای زنده جاز/آلبوم (۱۹۹۳, ۱۹۹۴, ۱۹۹۶, ۱۹۹۹, ۲۰۰۳, ۲۰۰۵)
4. بهترین اجرای ساز جاز، انفرادی یا گروهی (۱۹۹۸, ۲۰۰۰)
5. بهترین اجرای ساز راک (۱۹۹۹)
6. بهترین ساز جاز انفرادی (۲۰۰۱)
پت متنی در دوران نوازندگیش همراه به فکر کشف کوک ها و رنگ صدایی جدید بود که آثارش توانست در دنیای موسیقی جز انقلابی برپا کند و بسیاری از آلبومهایش جزو پرفروشترین آثار جز بشمار می روند و توانسته اند جوایز بسیاری را بخود اختصاص

نويسنده :امید ; ساعت 0:49 روز سه شنبه دهم اسفند 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



 

یکی از سوالاتی که اکثر گیتاریست ها با آن روبرو هستند، چگونگی شکل دادن و مراقبت درست از ناخن هایشان است. فرقی نمی کند که شما با گوشه ی چپ یا راست ناخن خود و یا حتی با وسط ناخن خود به سیم ضربه می زندید، در هرصورت این سوال پیش روی شما قرار دارد.

طول و شکل ناخن شما تاثیر مستقیمی بر نوازندگی شما دارد. چگونگی مراقبت کردن از ناخن هایتان، به همان اندازه که تمرینات شما برروی موسیقی تان تاثیر می گذارد، اثر گذار و تاثیر پذیر است. برای اینکه چگونگی شکل دادن و مراقبت از ناخن هایتان تاثیر مستقیمی برروی کیفیت و طنین صدایی که از گیتار خود تولید می کنید، دارد.

طول ناخن: برای اینکه طول مناسبی را برای ناخن های خود در نظر بگیرید، می توانید کف دست هایتان را در مقابل خود بگیرید و اگر ناخن هایتان حدود یک یا دو میلیمتر بالاتر از گوشت بند آخر انگشتتان بود، طول ناخن شما برای نوازندگی مناسب است

مراقبت از ناخن ها

محصولات فروانی برای تقویت و استحکام ناخن تولید شده است، اما هرگز نتوانسته اند انتظارات مصرف کننده ها را در حد کمال برآورده کنند. من می توانم با استفاده از تجربیات شخصی خود نکاتی را در این زمینه به شما پیشنهاد کنم

اینجا جاش نمیشه برئ ادامه مطلب

 



نويسنده :امید ; ساعت 23:27 روز یکشنبه دهم بهمن 1389
دسته بندي :



 

نکات ارائه شده تنها نکات کوچکی بود که امید است شما را در انتخاب یک ساز مناسب راهنمایی نماید

در آستانه رسیدن به فصل تابستان و بازگشت و رجوع دوباره ذهن های خانواده ها و جوانان به سمت موسیقی هستیم! هر چند در این میان علاقه فصلی به موسیقی را نیز بایستی به فال نیک گرفت… در بین سازهای مختلف گیتار و بالاخص گیتار کلاسیک به دلایل مختلفی محبوبیت زیادی در میان نسل جوان دارد، جدا از اینکه شما براحتی با بودجه بسیار اندکی میتوانید این ساز را تهیه نمایید، براحتی هم میتوان این ساز را به صدا در آورد چرا که در رسانه های مختلف اعم از نشریات و رسانه های خارجی تصور دقیقی از گیتار و سبکهای آن ارائه نمیشود و در رسانه های ایرانی نیز گیتار اکثرا نقش همراهی با آواز یا دکور را ایفا مینماید و جنبه های تکنوازی این ساز به فراموشی سپرده شده است.

در طی چندین مبحث به سراغ موضوعاتی همچون وضعیت گیتار کلاسیک در ایران، نگاهی به مراکز اموزشی گیتار، شیوه آموزش و تدریس، نوازندگی، کیفیت گیتار های ساخت داخل و خارج و غیره … نگاهی منتقدانه خواهیم داشت که امید است مورد توجه علاقمندان قرار گیرد

در مبحث اول نگاهی به نحوه انتخاب و خرید ساز می اندازیم.

ادامه مطلب یادت نره

 



نويسنده :امید ; ساعت 23:13 روز یکشنبه دهم بهمن 1389
دسته بندي :



 

نتها به زبان لاتین عبارتند از : دو C - ر D - می E - فا F - سل G - لا A - سی B برای کوک سنتور با تیونر به چند علامت نیاز دارید:
بکار : محل اصلی نُت
بِمُل: نیم پرده (2/1) پائین تر از جای اصلی
کُرُن: ربع (4/1) پرده پائین تر از جای اصلی
دیِز: نیم پرده بالاتر از جای اصلی نت

با عرض پوزش شکل این علامات را نتوانستم بنویسم و کنار آنها بگذارم خواهشمندم برای دیدن و آشنا شدن با شکل این علامات به کتاب "دستور سنتور، استاد فرامرز پایور " مراجعه کنید. ذکر کاربرد این علامات جهت آگاهی از کارکرد آنها بوده اما شما برای کوک احتیاجی به دانستن آنها ندارید بلکه کاملاً مطابقِ روش زیر عمل نمائید.

تنظیم تیونر
1-میزانِ هرتز (Hz) تیونر ها قابل تنظیم هستند معمولاً در محدوده ی 435 تا 445. پیشنهاد می کنم تیونر را بر روی 435 هرتز تنظیم کنید به این دلیل که شما در ابتدای کار و تجربه کردن کوک سنتور هستید و نبود مهارت لازم می تواند منجر به پاره شدن سیمهای سنتور بشود ولی با تنظیم بر روی 435 این احتمال کاسته می شود و درصدی از خطای شما را پوشش می دهد.(استاندارد 440 می باشد)

2-بعضی از تیونر ها حق انتخاب علامت بمل یا دیز را به شما می دهند، شما روی علامت بمل تنظیم کنید. اگر تیونر شما چنین انتخابی نداشت لازم به تنظیم آن نیستید.

3-برخی از تیونرها نت پایه ی آنها قابل تغییر است، شما بر روی نت دو (C) تنظیم کنید.(این علامت در مرکز تیونر واقع است)


تیونر

توضیح اینکه اگر تیونر شما از نوعی است که دارای علامت کرن می باشد بهتر است از آن برای کوک ربع پرده ها استفاده نکنید چرا که این علامت به شما ربع پرده ی گامهای عربی را می دهد نه فاصله ی ربع پرده ی ایرانی. برای کوکِ ربع پرده ها با توجه به راهنمایی و فرمولی که در ادامه مطلب آمده احتیاجی ندارید که حتماً از تیونری استفاده کنید که دارای ربع پرده یعنی علامت کرن باشد بلکه با تیونر های معمولی که فقط دارای این دو علامت (دیز و بمل) هستند نیز قادر به کوک خواهید بود.

 

 



نويسنده :امید ; ساعت 22:41 روز چهارشنبه ششم بهمن 1389
دسته بندي :



    کلمه ی دستگاه ممکن است از معانی زیر گرفته شده باشد . مجموع اجزای یک آهنگ که در یک گام یا یک مقام با حفظ فواصل مخصوص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد . مجموع اجزای یک واحد شناخته شده که هریک نقش مستقلی دارند و در عین حال کلاض به هم وابسته اند و با هماهنگی کامل برای حصول به یک نتیجه کلی کار می کنند . محل و موقعیت دست روی ساز 

به طور کلی دستگاه در موسیقی یرانی یعنی تشکل و توالی منظم گوشه ها .اجزای تشکیل دهنده ی یک دستگاه و یا یک آواز را گوشه می نامند . مانند گوشه ی صدری در آواز افشاری یا گوشه ی دلکش در دستگاه ماهور . گوشه ها بر دو نوع می باشند . گوشه های تسلسلی و گوشه های مستقل . گوشه های تسلسلی گوشه هایی هستند که پشت سر هم اجرا می شوند و در واقع برای اجرای این گوشه ها به صورت پیوسته نیازی به فرود نمی باشد . مانند گوشه های درآمد ، جامه دران ، حصار ، قرایی در آواز افشاری . گوشه های مستقل گوشه هایی هستند که پیوستگی خاصی به گوشه های دیگر ندارند مثل صدری در آواز افشاری .

موسیقی سنتی در قدیم شامل 12 مقام بوده است . در مورد پیدایش دستگاه های موسیقی و وجود عدد 12 در مجموع دستگاه ها و آواز ها بحث های بسیاری شده است . در خصوص راز حکمت عدد 12 چنین می توان گفت که این عدد رابطه سمبلیک با 12 امام در آیین شیعه دارد و تدوین کننده ی آن صفی الدین ارمدی می باشد . وضع اصطلاح دستگاه و تقسیم بندی آن با هفت قسمت احتمالاً از اواسط دوران قاجاریه می باشد .

آواز های ایرانی را به سه قسمت متمایز می توان ترتیب نمود :

دستگاه ، نغمه و گوشه

و اگر دستگاه را ولایت و نغمات را شهر و گوشه ها را خانه تعبیر کنیم ، نغمه در واقع بیانی از واژه های آواز می باشد که شرح می دهیم . مرحوم استاد روح الله خالقی تعداد دستگاه های موسیقی سنتی را هفت دستگاه می داند که به ترتیب از این قرارند :

شور ، همایون ، سه گاه ، چهار گاه ، ماهور ، راست پنجگاه ، نوا

همچنین نغمه ی بیات اصفهان یا آواز بیات اصفهان را در دستگاه همایون و آواز های ابوعطا ، بیات  ترک ، دشتی و افشاری را در دستگاه شور می دانند . همانگونه که ذکر شد واژه ی نغمه به معنای آواز در معنی خاص می باشد . آواز کرد بیات نیز از متعلقات دستگاه شور می باشد ولی در ردیف به صورت یک آواز مستقل به شمار نمی رود .

آواز ها نیز گوشه های مربوط به خود را دارند و همچنین هریک دارای درآمد منحصر به فرد خود هستند ، درست به مانند دستگاه ها .

دستگاه های موسیقی ایرانی در هر دم و برای هر حالتی سخنی برای گفتن دارند ، ماهور نشاط آور و امید آفرین است ، چهار گاه متناسب با مراسم شادی و سرور است ، سه گاه برای بیان احساس غم و اندوه مناسب است و همایون حالتی با شکوه و نصیحت آموز دارد . آواز بیات اصفهان آواز یاست نه چندان غم انگیز و نه چندان جسور و حالت سلامت و حکایت را ایجاد می کند . راست پنج گاه به قولی خود یک مرکب خوانی است و دستگاهی است که در آموزش معمولاً آخر از همه تدریس می شود . گام راست پنجگاه و گام ماهور یکی است .

 



نويسنده :امید ; ساعت 22:37 روز چهارشنبه ششم بهمن 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



    اکثریت هنر جویان آواز سنتی ایران با نت بیگانه اند زیرا آواز ایرانی به صورت سینه به سینه یا اصطلاحاً گوشی تدریس می شود . هنر جوی آواز ردیف آوازی را گوشه به گوشه از استاد خود فرا می گیرد و به ذهن می سپارد . دلیل این نوع تدریس و فراگیری این است که آواز ایرانی نوشتنی نیست و نمی توان آن را به نت در آورد و نوشت زیرا که از ظرافت های خاصی برخوردار است و این ظرافت ها حسی است و نمی توان آن ها را نوشت .

    موسیقی ایرانی در کل موسیقی حافظه است یک خواننده برای فراگیری آواز سنتی باید ردیف را حفظ کند و اجرای یک برنامه حرفه ای برای یک خواننده ی آواز سنتی بدون دانستن و محفوظ داشتن ردیف امری نا ممکن است . در تدریس هنرجویان ساز های ایرانی نت مورد استفاده قرار می گیرد ، لیکن برخی از اساتید نیز نواختن ساز را به صورت گوشی آموزش می دهند و از نت استفاده نمی کنند . اما در تدریس آواز ایرانی به طور کلی نت خوانی و استفاده از نت مرسوم نمی باشد و مورد استفاده قرار نمی گیرد .

بداهه خوانی و بداهه نوازی

    موسیقی ایرانی برخلاف موسیقی غربی که آن را علمی محض می دانند بیشتر هنری و به معیار ذوق و احساس و طبیعت بشری نزدیک است ، چرا که این موسیقی بر بداهه خوانی و بداهه نوازی که زاده ی ابتکار و قوه ی خلاقه ی خواننده و نوازنده است استوار می باشد . ئ

بداهه خوانی و بداهه نوازی یعنی اجرای قطعه در چهار چوب ردیف و بر اساس ذوق و سلیقه ی خواننده و نوازنده ، به عبارت دیگر بداهه نواختن و یا بداهه خواندن را می توان ابداع و ایراد یک قطعه در دم تعبیر کرد .

    نوازنده برای اجرا دستگاهی از هفت دستگاه ردیف موسیقی را برگزیده به تناسب ذوق خود و با رقص انگشتان روی دسته ی ساز قطعه ای را می نوازد که پیش از آن در هیچ کجا مکتوب نبوده است . ، این امر بیانگر رابطه ی عمیق موسیقی سنتی ایران و احساس ذوق آدمی است .

مرکب خوانی

    مدگردی در واقع بیان دیگری از مرکب خوانی است و هر دو یک مفهوم را می رساند . سیر اجمالی در دستگاه های موسیقی با استفاده از گوشه های رابط مثلاً رفتن از آواز بیات اصفهان به دستگاه شور با استفاده از گوشه ی شور در بیات اصفهان و یا رفتن از دستگاه شور به آواز بیت اصفهان با استفاده از گوشه رابط حسینی .

    اجرای مرکب خوانی نیاز به مهارت بسیار زیادی دارد و خواننده باید به ردیف تسلط کامل داشته باشد و بتواند گوشه های رابط بین دستگاه ها و یا آواز ها (نغمه ها ) را تشخیص دهد . به عنوان مثالی دیگر می توان رفتن از آواز ابوعطا به آواز بیات اصفهان از طریق گوشه ی چهار پاره در ابوعطا را ذکر کرد . لازم به ذکر است که در مرکب خوانی وقتی خواننده در یک دستگاه شروع به خواندن می کند و سپس با استفاده از گوشه های رابط به دستگاه و یا آواز دیگری می رود در نهایت به همان دستگاهی که از آن شروع به خواندن کرده است فرود می آید و این امر نیز با استفاده از گوشه های رابط صورت می پذیرد

 



نويسنده :امید ; ساعت 22:16 روز چهارشنبه ششم بهمن 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



    آواز توأم با شعر پربارترین گنجینه های معنوی هر قوم و نژاد را به گوش جان شنونده می رساند . آواز ایرانی پیوستگی عمیقی با ادبیات فارسی دارد و شعر فارسی یکی از پایه های اصلی آواز ایرانی به شمار می رود . پیوند آواز با شعر نه در کشور پهناور ایران بلکه در اقصی نقاط کشورهایی که روزگاری جزء مسلم ایران کنونی بوده اند به چشم می خورد . آواز مکمل شعر و موسیقی است و در برخی ممالک مانند افغانستان ساز و آواز هردو از شعر پیروی می کنند و شعر برای جلوه گر ساختن آواز به کار می رود . قرن ها شاعران و غزل سرایان ایران غزل را مناسب ردیف و تصنیف را در خور تغنی می سرودند و در حقیقت پیوسته بین شعر و موسیقی تقارن و تعاونی وجود داشته است .  دستگاه ها محملی مناسب برای اشعار نغز گذشتگان هستند گویی اوزان عروض با ردیف ها توانمند و یکی مکمل دیگری است .

    آواز ایرانی همواره بدین بالیده است که بر بنیاد شعر فارسی استوار است و خواننده ی موسیقی سنتی کسی است که می کوشد به یاری موسیقی پیام شعر را به گوش جان مخاطب برساند و همواره شعری که بر می گزیند با دستگاه و حتی گوشه ای که قرار است اجرا شود هماهنگ است و اگر چنین نباشد ضعف خواننده و نداشتن دانش شعری و موسیقیایی وی را نشان می دهد . نا هماهنگی بین شعر و دستگاه انتخاب شده موجب ملال و دل زدگی شنونده از آواز می شود . شعر کلامی آهنگین است و آواز شعری موسیقیایی .

 



نويسنده :امید ; ساعت 22:14 روز چهارشنبه ششم بهمن 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



    آواز عبارت است از به کار بردن صدا بنا بر قوانین و اصول موسیقی و مناسب ترین وسیله برای بیان احساسات و هیجانات است . زیبنده ترین صدای برآمده از حنجره و تار های صوتی انسان آواز است ، عده ای آواز را برای احساس لذت و مطبوعیت آن و عده ای برای فراموش کردن خستگی و عدم توجه به گذشت زمان و برخی دیگر برای تخفیف یا زائل کردن یک حالت روحی به کار می برند . عده ای نیز برای برانگیختن قوه تخیل و تصور شنوندگان خود از آواز کمک می گیرند . در موسیقی ایرانی لطف و دلربایی به ساز و آواز بستگی دارد . آواز های ایرانی نمودار حالات درونی انسان می باشند خواه شاد یا غمگین نهفته های درونی را آشکار و پستی و بلندی را برای تفکر و اندیشه هموار می سازند . آواز ایرانی در اکثر موارد ضرب به خصوصی ندارد ، نوازنده و خواننده در حین اجرا به تناسب ذوق خود چیزی بدان می افزایند یا از آن می کاهند به این کاستن و افزودن که در چهار چوب و قالبی مشخص به نام ردیف انجام می گیرد بداهه خوانی و بداهه نوازی می گویند .

    آواز سنتی ایران چهارچوبی دارد که آن را ردیف آوازی می گویند و هر آوازی که خوانده می شود همیشه بر دستگاهی از هفت دستگاه ردیف منطبق است .

کسی که با ردیف آوازی آشنایی داشته باشد پس از شنیدن یک قطعه ی آوازی می تواند دستگاه و گوشه ی مربوط به آن قطعه را تشخیص دهد

ادامه



نويسنده :امید ; ساعت 22:12 روز چهارشنبه ششم بهمن 1389
دسته بندي :



 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

عکس های زیاده دیگری در ادامه



نويسنده :امید ; ساعت 0:35 روز یکشنبه بیست و ششم دی 1389
دسته بندي :



شش:تمرین تنها فیزیکی نیست بجای اینکه تنها با عضلاتتان ساز بزنید قبل از شروع هر تمرینی چه گام و چه قطعه با نگاه کردن به نت قطعه مورد نظر، ذهن خود را برای تمرین آماده سازید. به عقیده شخصی (نگارنده) بسیاری از تمرینات عضلانی تنها وقت شما را میگیرند و کار مفیدی را انجام نمیدهند!...

درواقع تنها شما خسته میشوید و حس کاذب پیشرفت را به شما دست میدهد؛ در حالیکه با تمرینات ذهنی میتوانید با فشار کمتر و بازدهی بالاتر از تمرینات خود استفاده ببرید.

بسیاری از نوازندگان مشهور بوده اند که به دلیل این فشار بیش از حد دیگر از نواختن ساز عاجز مانده اند.

دیگر زمان تمرینهای فیزیکی با صرف ساعت های زیاد به پایان رسیده است، تاثیری که یک ساعت تمرین ذهنی بر روی شما دارد بیش از ساعتها تمرین فیزیکی است؛ (این گفته بسیاری از ویرتوزهای معاصر است مانند گلن گولد است) در مقالات اتی برخی از این تمرینات معرفی خواهد شد.

هفت: تمرینات کششی بر روی ساز نیز بسیار مفید است اما توجه کنید که این تمرینات حتما باید بعد از گرم کردن انگشتان صورت گیرد.

هشت:از تمرینات خود لذت ببرید! تمرین تنها ایجاد صداهایی گوشخراش و بی معنا نیست بلکه باید سعی نمایید تا تمرینات خود را متنوع سازید و در هنگام اجرا با لبخند و بدون هر گونه تنش خاصی در عضلات فک و چهره به تمرین بپردازید. تابحال شاید برخی از نوازندگان را دیده اید که در هنگام نواختن یک نت اشتباه اخم میکنند و یا دندانهاشان را بهم فشار میدهند یا حتی شاید خود شما نیز از ان دسته نوازندگان باشید!

نوازنده حرفه ای کسی است که حتی در زمانی که اشتباه میکند طوری با مخاطب رفتار کند که هیچ اتفاقی نیافتاده است و با آرامش خاصی کار خود را ادامه دهد. اشتباه در اجرا یکی از نکاتی و یا فراموشی چیز عجیب و غیرقابل تحملی نیست و بسیاری از برجسته ترین نوازندگان دنیا نیز در اجراهای خود اشتباهاتی را صورت میدهند اما فرق آنان با دیگر نوازندگان در چیست؟ مهم نحوه برخود شما با این مساله است. یکی از شیوه های رفع این مشکل (اخم کردن و یا بهم فشار دادن دندان) این است که در هنگام نواختن دهانتان را باز نگه دارید؛ شاید کمی عجیب باشید اما روشی کاملا کاربردی و علمی میباشد و جدا از آن کمک شایانی به بهبودی وضعیت تنفسی خود مینمایید!

ده:از تکنیک ها پیشگیری کننده و آرامش دهنده نیز استفاده نمایید. استفاده از تکنیک های موزیک کینزولوژی - تکنیک های الکساندر و یوگا و تای چی بسیار موثر میباشد.

یازده:ورزش را فراموش نکنید! ورزشهایی از قبیل دوچرخه سواری و شنا و کوه پیمایی بسیار مفید میباشد. اما ورزشهایی چون بدنسازی بدلیل بر هم زدن تعادل و بالانس میان عضلات انگشتان برای نوازنده سازهایی مانند گیتار و پیانو مناسب نیست بلکه ورزشهای هوازی (آیروبیک) بدلیل بالا بردن گردش خون و افزایش میزان تنفس بسیار مناسبتر میباشد.

دوازده:مهمترین نکته در تمرین و بطور کل در نوازندگی داشتن هدف میباشد. برای تمرین هر قطعه و هر اتود و هر گامی هدف و نکاتی که از آن میخواهید را مشخص نمایید. تمرینات بر حسب عادت و یا اجبار بیشترین آسیب ذهنی را بر شما وارد می سازد.

نکته آخر: به هیچ وجه فکر این را نکنید که نمیخواهید یک نوازنده حرفه ای بشوید! و اگر امروز تنها برای ساعاتی کوتاه تمرین میکنید احتیاجی به رعایت این مسائل نیست. رعایت این نکات شرط اول نواختن هر سازیست.


نويسنده :امید ; ساعت 0:26 روز یکشنبه بیست و ششم دی 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند! این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند!

کاربرانی که این فناوری جدید افزوده شده بر گیتار را خریداری کرده اند میدانند که این گیتار پیچ (pitch) را تشخیص میدهد و سپس پردازشگر آن موتورهای نصب شده بر روی شش پیچ یا peg را راهنمایی میکند تا سیمها را متناسب با این پیچ، کشیده تر یا آزادتر کند. بنا به بر مندرج در وب سایت این کمپانی، ترونیکال سیستم پاورتیون (Powertune System)خود را از ماه مارس به صورت آنلاین و از طریق فروشندگان آلمانی عرضه کرده است.

از جمعه گذشته، این مدل گیبسون لس پاول سیلور برست Silverburst با رنگ آبی مخصوص خود در بازارهای جهانی عرضه شده است.

به گفته گیبسون، سازنده آمریکایی گیتار در نشویل (Nashville) ایالت تنسی (Tennessee) و ترونیکال، پاورتیون اولین تکنولوژی کوک خودکار در جهان است و به گفته گیبسون، این فناوری بخصوص برای مبتدیان که کوک کردن ساز را کاری زجرآور میدانند، بسیار مناسب است.

به گفته ایشیرو تاناکا (Ichiro Tanaka) موسیقی دان، که روز دوشنبه گذشته در دفتر توکیوی گیبسون به کوک کردن و نواختن گیتار نمونه پرداخت، این فناوری برای حرفه ای ها هم بسیار کارآمد است. اگر آنها-مانند خود او- بخواهند تنها برای یک قسمت کوچک از یک کنسرت، از یک کوک به خصوص استفاده کنند، دیگر نیاز ندارند که یک گیتار اضافه با کوک مورد نظر را دم دست داشته باشند.

به گفته تاناکا :" این[فناوری] چیزی بیش از تسهیلات ظاهری است و خصوصیتی است که من واقعا ارزش آنرا درک میکنم."

مدل لس پاول سیلوربرست در ژاپن حدود 2780 دلار و در ایالات متحده 2499 دلار قیمت دارد، بخش کوک خودکار آن نیز که به صورت قطعه جداگانه ای عرضه میشود، 900 دلار است.

پاورتیون در بازارهای اینترنتی به قیمت 800 دلار نیز عرضه شده است و به گفته ترونیکال، این قطعه را میتوان بدون بر جا گذاشتن هر نشانه، بر روی بسیاری از مدلهای مختلف گیتار الکتریکی نصب کرد.

گیتارهای گیبسون مجهز به این فناوری پیشاپیش با 6 کوک مختلف برای نواختن موسیقیهای مختلف تنظیم شده اند. این گیتارها دارای حافظه ای برای ذخیره سازی سبکهای منحصر به فرد کوک هر نوازنده نیز هستند که این کار را با شنیدن صدای سیمها توسط میکروفون انجام میدهند.

برای تنظیم ساز با یک کوک خاص، نوازنده پیچی را میکشد و آنرا روی سبک مورد نظر خود که با نور آبی مشخص شده، قرار میدهد و پیچ را مجددا به جای خود فشار میدهد(مانند کوک ساعت). در این زمان یک سیگنال الکتریکی توسط سیمها به پیچهای تنظیم کوک منتقل شده و آنها را به حالت دلخواه در می آورد. این سیستم توسط یک باتری قابل شارژ لیتیوم کار میکند.

گیبسون امیدوار است که 4000 نمونه از سری اول گیتارهای روباتی خود که در تعداد محدودی ساخته میشوند را در سطح جهانی به فروش برساند. به گفته یاسوهیکو ایواناده (Yasuhiko Iwanade) رئیس قسمت گیتار گیبسون شعبه ژاپن، انتظار میرود که 10 درصد این فروش در ژاپن باشد.

او میگوید:"در ژاپن روباتها بسیار محبوب هستند. به این ترتیب این محصول چیزی است که با پیشرفتهای تکنولوژیک این روزها مطابقت دارد. این فناوریی است که ژاپنیها به خوبی آنرا درک میکنند!" او افزود که گیبسون تاریخی سرشار از نوآوریهای مربوط به گیتار دارد که به وبی با تکنولوژی روباتیک منطبق است.

نويسنده :امید ; ساعت 0:24 روز یکشنبه بیست و ششم دی 1389
دسته بندي :
لينک مطلب



موسيقي غايب زندگي ماست، خواه در زندگي روزمره مان باشد و خواه در هنري كه روز و شب در سالن‌هاي سينما و صحنه‌هاي تئاتر و نمايش به‌دنبال آن مي‌گرديم.

اگر بخواهيم خيلي هم بي‌انصاف نباشيم، بايد بگوييم كه موسيقي در سينماي ما تا حدودي جدي گرفته شد و در اين فضا آثاري به توليد رسيد كه اگر نه از خود فيلم ماندگارتر، كه هم پاي آن در ذهن‌ها خاطره شد، اما موسيقي در دنياي نمايش، حكايت ديگري دارد. روي صحنه تاريك نمايش، موسيقي غريبه‌تر از سالن‌هاي سينماست، آن هم درست در جايي كه مي‌تواند بيشترين تاثير را بر بيننده بگذارد.

موسيقي نمايش تنها زماني به خدمت گرفته مي‌شود كه يا بايد صحنه‌ها به شكلي به يكديگر چسبانده شوند يا بازيگر حرفي براي گفتن ندارد و سكوت بازيگر بايد به شكلي پر شود و اينجاست كه موسيقي بهترين وسيله مي‌شود. اما آيا كاركرد موسيقي در تئاتر فقط به زمينه بودن براي ديالوگ‌هاي بازيگران يا ايجاد فضاي عاطفي براي نمايش خلاصه مي‌شود؟

حسين مسافر آستانه كارگردان تئاتر معتقد است كه موسيقي كاركردي بسيار دراماتيك در تئاتر دارد، به‌صورتي كه بخش مهمي از وظايف تئاتر را موسيقي ايفا مي‌كند: «به همان اندازه كه  بازيگر ، متن، كارگرداني و طراحي صحنه در انتقال پيام به بيننده نقش ايفا مي‌كنند، به همان اندازه هم موسيقي در درام كار براي انجام دادن دارد، يعني در اينجا موسيقي خود بخشي از نمايش است، نه چيزي كه قرار است مثل چاشني براي خوش طعم‌تر شدن به آن اضافه كرد. موسيقي در اختيار لحظه‌هاي درام است و كاري را انجام مي‌دهد كه هيچ‌يك از ديگر عناصر قادر به انجام آن نيستند.»

مسافر آستانه ادامه مي‌دهد: «در اختيار درام بودن، كار را براي آهنگساز سخت مي‌كند، به همين دليل است كه مي‌گويند، ساختن موسيقي براي نمايش از كار آهنگسازي صرف بسيار مشكل‌تر است.

در اينجا موسيقي ديگر به‌عنوان يك اثر شنيداري تنها، مثل يك قطعه كلاسيك يا تكنوازي چندان كاربرد ندارد كه بتوان از آن لذت برد.»  اما چرا اين نوع موسيقي در نمايش‌هاي ما اتفاق نمي‌افتد. موسيقي نمايش ما يا تكرار كامل موسيقي‌هاي معروف و خاطره انگيز است و يا كپي ملودي‌هايي كه در جاي ديگري ساخته شده‌اند و روي صحنه با تنظيمي متفاوت شنيده مي‌شوند.

در بسياري از موارد نمايش‌هايي هم كه موسيقي آنها براي خود اين اثر نوشته شده، بدون اينكه در اجراي آن از ساز استفاده شده باشد، توسط كامپيوتر اجرا و ضبط مي‌شود. استفاده از موسيقي الكترونيك يا مجازي براي نمايش‌ها در حالي است كه بسياري اجراي زنده موسيقي در هنگام نمايش و حضور سازها را در كنار يا روي صحنه براي تاثيرگذاري بيشتر نمايش توصيه مي‌كنند.

مسافر آستانه با مشكل مالي گروه‌هاي نمايش موافق است، اما دليل اصلي ضعف موسيقي تئاتر را نه در مشكلات مالي كه در عدم‌شناخت كافي نسبت به موسيقي تئاتر عنوان مي‌كند:«متأسفانه نسبت به نقش موسيقي در نمايش شناخت كافي وجود ندارد. شما بسياري از نمايش‌ها را مي‌بينيد كه كارگردان كار خود را مي‌كند و آهنگساز هم كار خودش را. يعني بدون اينكه موسيقي در اختيار نمايش باشد، صرفا يك فضا‌سازي‌ مي‌كند.

آهنگسازان بسيار خوبي وجود دارند كه زماني كه موسيقي نمايش را بر عهده مي‌گيرند، كار خوبي انجام نمي‌دهند، چرا كه نه آنها شناخت كافي از نمايش دارند و نه كارگردان چندان به قدرت موسيقي براي پربار شدن كارش آگاه است.»  او با بيان اينكه موسيقي نمايش هم با ممارست و تمرين به دست مي‌آيد، مي‌گويد:«تمام عناصر نمايش در لحظه شكل مي‌گيرند، يعني با تمريني كه از قبل وجود داشته، نتيجه كار تمام اجزا به روي صحنه ديده مي‌شود.

موسيقي هم  بايد همپاي اين عناصر ممارست كند تا نقش واقعي خود را پيدا كند و در لحظه نمايش در كنار ديگر عناصر ظهور پيدا كند. شايد هم به اين دليل است كه به‌نظر مي‌رسد، موسيقي زنده چفت و بست بيشتري با نمايش دارد.»



نويسنده :امید ; ساعت 0:14 روز یکشنبه بیست و ششم دی 1389
دسته بندي :
لينک مطلب